در فقه ما هيچ موردى براى بيعت در غير پيغمبر ص و امام معصوم ع ديده نمىشود .
توجه به اين نكته نيز ضرورى است كه مقام نيابت ولى فقيه از نظر ما مقامى است كه از سوى امامان معصوم ع تعيين شده ، و هيچگونه نيازى به بيعت ندارد ، البته پيروى و اطاعت مردم از « ولى فقيه » ، به او امكان استفاده از اين مقام و به اصطلاح « بسط يد » را مىدهد ، ولى اين بدان معنى نيست كه مقام او در گرو تبعيت و پيروى مردم است و تازه مساله پيروى مردم ارتباطى با مساله بيعت ندارد ، بلكه عمل به حكم الهى در مورد ولايت فقيه است ( دقت كنيد ) .
5 - و به هر حال « بيعت » مربوط به مسائل اجرايى است ، و ارتباطى با احكام ندارد يعنى ، بيعت با يك نفر هرگز حق « تشريع و قانونگذارى » را به او نمىدهد ، بلكه قوانين را بايد از كتاب و سنت گرفت و سپس آن را به اجراء در آورد ، و كسى در اين گفتگو ندارد .
6 - از روايات استفاده مىشود كه بيعت با امام و پيشواى معصوم بايد براى خدا باشد ، و به تعبير ديگر از امورى است كه « قصد قربت » در آن لازم است .
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام ص آمده :
ثلاثة لا يكلمهم اللَّه عز و جل يوم القيامة و لا ينظر اليهم و لا يزكيهم و لهم عذاب اليم : رجل بايع اماما لا يبايعه الا للدنيا ، ان اعطاه ما يريده وفى له ، و الا كف ، و رجل بايع رجلا بسلعته بعد العصر مخلف باللَّه عز و جل لقد اعطى بها كذا و كذا فصدقه و اخذها و لم يعط فيها ما قال ، و رجل على فضل ماء بالفلات يمنعه ابن السبيل :
« سه نفرند كه خداوند با آنها سخن نمىگويد و آنها را پاكيزه نمىكند ، و عذاب دردناك براى آنها است : كسى كه با امامى بيعت كند و هدفى جز دنيا
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٤