در پاسخ مىگوئيم بدون شك اين بيعتها يك نوع تاكيد بر وفادارى بوده كه در مواقع خاصى انجام مىگرفته ، و مخصوصا براى مقابله با بحرانها و حوادث سخت از آن استفاده مىشده است ، تا در سايه آن روح تازه اى در كالبد افراد دميده شود ، چنان كه تاثيرهاى شگرف آن را در بيعت رضوان در بحثهاى گذشته خوانديم .
ولى در بيعتهايى كه براى خلفا مىگرفتند بيعت به عنوان پذيرش مقام خلافت بود ، هر چند به عقيده ما خلافت پيامبر اسلام ص چيزى نبود كه از طريق بيعت مردم انجام گيرد ، بلكه تنها از سوى خداوند و به وسيله شخص پيامبر ص يا امام پيشين تحقق مىيافت .
و به همين دليل بيعتى را كه مسلمانان با على ع يا امام حسن يا امام حسين ع كردند آن نيز جنبه تاكيد بر وفادارى داشت و شبيه بيعتهاى پيامبر ص بود .
4 - آيا در حال حاضر نيز بيعت به عنوان يك اصل اسلامى قابل قبول است ؟ يا به تعبير ديگر آيا مىتوان بيعت را تعميم داد ، و مثلا فلان جمعيت يك فرد لائق و واجد شرائط شرعى را برگزينند ( به عنوان فرمانده لشكر ، رئيس جمعيت ، و يا رئيس حكومت ) و با او بيعت كنند ؟ آيا اين گونه بيعتها مشمول احكام شرعى بيعت مىباشد ؟ ! از آنجا كه به اصطلاح « عموم » و « اطلاقى » از قرآن و سنت در خصوص بيعت در دست نيست تعميم اين مساله مشكل به نظر مىرسد ، هر چند استدلال به عموم آيه « أَوْفُوا بِالْعُقُودِ » چندان بعيد نيست .
ولى با اينحال ابهامى كه در مسائل مربوط به بيعت وجود دارد مانع از اين است كه ما به طور قطع روى « أَوْفُوا بِالْعُقُودِ » تكيه كنيم بخصوص اينكه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٣