آن چنان آرامشى كه در ميان انبوه دشمنان در نقطه دور دستى از شهر و ديار خود ، در ميان سلاحهاى آماده آنها ، با نداشتن اسلحه كافى ( چون براى زيارت آمده بودند نه براى جنگ ) ترس و وحشتى به دل راه نمىدادند ، و همچون كوه استوار و پا بر جا ايستاده بودند .
و اين دومين موهبت الهى نسبت به آنها بود .
اصولا الطاف خاص و امدادهاى الهى شامل حال كسانى مىشود كه داراى خلوص نيت و صدق و صفاى باطن باشند .
لذا در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم :
ان العبد المؤمن الفقير ليقول يا رب ارزقنى حتى افعل كذا و كذا من البر و وجوه الخير ، فاذا علم اللَّه عز و جل ذلك منه بصدق نيته كتب اللَّه له من الاجر مثل ما يكتب له لو عمله ، ان اللَّه واسع كريم :
« بنده مؤمن فقير گاهى مىگويد : « خداوندا ! به من روزى ده تا چنين و چنان از كارهاى خير و نيك انجام دهم ، هر گاه خداوند صدق نيت از او بداند همان پاداشى را براى او مىنويسد كه اگر توانايى داشت انجام مىداد ، چرا كه خداوند داراى رحمت واسعه و كريم است » ( 1 ) .
و در پايان اين آيه به سومين موهبت اشاره كرده مىفرمايد : « و فتح نزديكى به عنوان پاداش نصيب آنها فرمود » ( * ( وَأَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً ) * ) .
آرى اين فتح كه به گفته اكثر مفسران « فتح خيبر » بود ( هر چند بعضى آن را فتح مكه شمردهاند ) سومين پاداش الهى براى اين مؤمنان ايثارگر بود .
تعبير به « قريبا » تاييدى است بر اينكه منظور « فتح خيبر » است ، زيرا اين فتح در آغاز سال هفتم هجرت به فاصله چند ماه بعد از ماجراى حديبيه تحقق
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » جلد 70 صفحه 199 .