خداوند از قبل گفته « و ما را از آينده شما با خبر ساخته است ( * ( كَذلِكُمْ قالَ اللَّه مِنْ قَبْلُ ) * ) .
خداوند دستور داده « غنائم خيبر » مخصوص « اهل حديبيه » باشد ، واحدى با آنها در اين امر شركت نكند ! ولى اين متخلفان بى شرم و پر ادعا ، باز از ميدان در نمىروند و شما را متهم به حسادت مىكنند « و به زودى مىگويند : مطلب چنين نيست بلكه شما نسبت به ما حسد مىورزيد » ! ( * ( فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنا ) * ) .
و به اين ترتيب آنها حتى بطور ضمنى پيامبر ص را تكذيب مىكنند ، و ريشه منع آنها را از شركت در « غزوه خيبر » حسادت مىشمرند ! قرآن در آخرين جمله مىگويد : « ولى آنها جز اندكى نمىفهمند » ( * ( بَلْ كانُوا لا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا ) * ) .
آرى ريشه تمام بدبختىهاى آنها جهل و نادانى و بيخبرى است كه هميشه دامنگير آنها بوده است ، جهل در مورد خداوند ، و عدم معرفت مقام پيامبر ص و بيخبرى از سرنوشت انسانها ، و عدم توجه به ناپايدارى ثروت دنيا .
درست است كه آنها در مسائل مالى و منافع شخصى با هوش و دقيق و باريك بودند ، اما چه جهلى از اين بالاتر كه انسان همه چيز خود را با اندكى ثروت مبادله كند ؟ ! .
سرانجام پيغمبر اكرم ص طبق نقل تواريخ غنائم خيبر را تنها بر اهل حديبيه تقسيم كرد ، حتى كسانى كه در حديبيه بودند و موفق به شركت در غزوه خيبر نشدند سهمى براى آنها قرار داد ، البته اين موضوع يك مصداق بيشتر نداشت و آن « جابر بن عبد اللَّه » بود ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « سيره ابن هشام » جلد 3 صفحه 364 .