سپس مىافزايد : مهم اين است كه « هيچكس جز خدا نمىتواند در آن روز به داد مردم برسد ، و شدائد آن را بر طرف سازد » ( * ( لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّه كاشِفَةٌ ) * ) ( 1 ) .
« كاشفة » در اينجا به معنى بر طرف كننده شدائد است .
ولى بعضى از مفسران « كاشفة » را به معنى عاملى براى تاخير قيامت تفسير كردهاند ، و بعضى به معنى « كشف كننده تاريخ وقوع قيامت » گرفتهاند ولى معنى اول از همه مناسبتر است .
به هر حال حاكم و مالك و صاحب قدرت در آن روز ( و هميشه ) خدا است ، اگر نجات مىخواهيد دست به دامن لطف او زنيد ، و اگر آرامش مىطلبيد در سايه ايمان به او قرار گيريد .
در آيه بعد مىافزايد : « آيا از اين سخن تعجب مىكنيد » ( * ( أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ) * ) .
اين جمله ممكن است اشاره به مساله رستاخيز باشد كه در آيات قبل آمده ، يا اشاره به قرآن ، ( چرا كه در آيات ديگر از آن تعبير به « حديث » شده ) ( 2 ) و يا سخنانى كه در باره هلاك اقوام پيشين گفته شد و يا همه اينها .
سپس مىگويد « و مىخنديد و گريه نمىكنيد » ؟ * ( ( وَتَضْحَكُونَ وَلا تَبْكُونَ ) ) * .
هامش
( 1 ) ضمير « لها » به « آزفه » باز مىگردد ، و مؤنث بودن « كاشفه » بخاطر اين است كه صفت براى « نفس » محذوف است بعضى نيز احتمال دادهاند كه « تاء » در « كاشفة » براى مبالغه است مانند « علامة » .
( 2 ) سوره طور آيه 34 .