« مؤتفكات » شده است همين معنى را فهميدهاند ، هر چند بعضى احتمال دادهاند كه تمام شهرهاى بلا ديده و واژگون شده را در بر مىگيرد ، ولى آيات ديگر قرآن آنچه را كه مشهور مفسران در اينجا فهميدهاند تاييد مىكند .
در آيه 82 سوره هود آمده است : فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَأَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ : « هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد آن شهر و ديار را زير و رو كرديم ، و بارانى از سنگ و از گلهاى متحجر و متراكم بر آنها فرو فرستاديم » .
در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه « مؤتفكه » ( شهر زير و رو شده ) شهر بصره است ، زيرا در روايتى مىخوانيم كه امير مؤمنان على ع آنها را مخاطب ساخته فرمود :
يا اهل البصرة و يا اهل المؤتفكة و يا جند المرأة و اتباع البهيمة :
« اى اهل بصره ! و اى اهل سرزمين زير و رو شده ! اى لشكر زن ، و اى پيروان شتر ! ( اشاره به جنگ جمل است كه سردمدار عايشه بود و مردم بصره به دنبال شتر او راه افتادند ) ( 1 ) .
ولى معلوم است كه اين تعبير در كلام امير مؤمنان على ع از باب نوعى تطبيق است نه تفسير ، شايد در آن زمان مردم اين شهر شباهتهايى از نظر اخلاق و يا مجازات الهى با قوم لوط داشتهاند .
در پايان اين بحث به مجموعه نعمتهايى كه در آيات گذشته آمده است ، اشاره كرده و در شكل يك استفهام انكارى مىفرمايد : « در كداميك از نعمتهاى پروردگارت شك و ترديد دارى » ( * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى ) * ) .
آيا در نعمت حيات ، يا اصل نعمت آفرينش ، و يا اين نعمت كه خداوند كسى را به جرم ديگرى مجازات نمىكند و خلاصه آنچه در صفحه پيشين آمده
هامش
( 1 ) « تفسير صافى » ذيل آيات مورد بحث .