منافات ندارد و هر دو مىتواند در معنى آيه جمع باشد .
سپس براى روشن ساختن حاكميت او در امر ربوبيت ، و منتهى شدن همه امور اين جهان به ذات پاك او ، مىافزايد « و نيز آمده است كه او است كه مىخنداند و مىگرياند » ( * ( وَأَنَّه هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكى ) * ) ( 1 ) .
« و او است كه مىميراند و زنده مىكند » ( * ( وَأَنَّه هُوَ أَماتَ وَأَحْيا ) * ) .
« و او است كه دو زوج مذكر و مؤنث را مىآفريند » ( * ( وَأَنَّه خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالأُنْثى ) * ) .
« از نطفه اى كه خارج مىشود و در قرارگاه رحم مىريزد » ( * ( مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى ) * ) .
اين چند آيه در حقيقت بيان جامع و توضيح جالبى است براى مساله انتهاى همه امور به ربوبيت و تدبير پروردگار ، زيرا مىگويد : مرگ و حيات شما به دست او است ، تداوم نسلها از طريق آفرينش زوجين نيز به تدبير او است همچنين تمام حوادثى كه در طول زندگى انسان رخ مىدهد از ناحيه او است ، او مىگرياند يا مىخنداند ، مىميراند يا زنده مىكند ، و به اين ترتيب سر رشته زندگى از آغاز تا انجام همه به ذات پاكش منتهى مىگردد .
در حديثى مفهوم خنده و گريه در اين آيه توسعه داده شده و در تفسير آن چنين مىگويد : ابكى السماء بالمطر ، و اضحك الارض بالنبات : « خداوند
هامش
( 1 ) اين افعال گرچه به صورت ماضى است ولى معنى مضارع را مىبخشد .