است ) ( 1 ) .
در اين زمينه بحث مشروحى در جلد سوم ذيل آيه 49 سوره نساء نيز آمده است ( صفحه 413 به بعد ) .
ناگفته نماند كه گاه ضرورتهايى ايجاب مىكند كه انسان خود را با تمام امتيازاتى كه دارد معرفى كند ، چرا كه بدون آن هدفهاى مقدسى پايمال مىگردد ، ميان اين گونه سخنان ، با خودستايى و تزكيه نفس تفاوت بسيار است .
نمونه اين سخن خطبه امام سجاد ع در مسجد شام است ، در آن هنگام كه مىخواهد خود و خاندانش را به مردم شام معرفى كند ، تا توطئه بنى اميه در زمينه خارجى بودن شهيدان كربلا عقيم گردد ، و نقشههاى شيطانى آنها نقش بر آب شود .
در روايتى از امام صادق ع نيز مىخوانيم هنگامى كه از مساله ستايش خويشتن سؤال كردند فرمود : « گاه به خاطر ضرورتهايى لازم مىشود » سپس به دو مورد از سخنان انبيا كه در قرآن آمده است استدلال كرد : نخست يوسف كه به عزيز مصر پيشنهاد كرد او را خزانه دار كشور مصر كند ، و افزود : « إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ » : « من نگاهبان آگاهى هستم » و ديگرى در مورد پيامبر بزرگ خدا « هود » كه قوم خود را مخاطب ساخته گفت : أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ : « من براى شما خيرخواه امينى مىباشم » .
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » نامه 28 .