و تمثالهايى از آن مىدانست .
قرآن در يك عبارت كوتاه اما كوبنده و پر قدرت كه در آيات فوق خوانديم مىگويد : « اينها همه نامهايى است بى محتوا ، و اسمهايى است بى مسمى ، كه شما و نياكانتان بدون هيچ دليل و مدرك انتخاب كردهايد » ! نه از خداى باران كه شما به اين نامش ناميدهايد كارى ساخته است و نه از خداى خيالى آفتاب و دريا و جنگ و صلح .
همه چيز از ناحيه خدا است ، و همه عالم هستى سر بر فرمان او هستند ، و هماهنگى اين موجودات مختلف با يكديگر بهترين دليل بر وحدت خالق آنهاست كه اگر « آلهه » و خدايانى در كار بود نه تنها اين هماهنگى وجود نداشت بلكه به تضاد و فساد جهان مىانجاميد لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّه لَفَسَدَتا .
3 - سرچشمه روانى بتپرستى
سرچشمههاى تاريخى بتپرستى را دانستيم ولى بتپرستى از نظر روانى و فكرى سرچشمههاى ديگرى دارد كه در آيات فوق به آن اشاره شده است ، و آن پيروى از گمانهاى بى اساس و هواى نفس است .
پندار و خيالى است كه براى افراد نادان پيدا مىشود ، و مقلدان چشم و گوش بسته آن را از يكديگر مىگيرند ، و نسل به نسل منتقل مىشود .
البته معبودى همچون بت كه هيچگونه كنترل و نظارتى روى بندگان خود ندارد ، نه معاد و رستاخيز و حساب و كتابى دارد ، و نه بهشت و دوزخى ، و به آنها كاملا آزادى مىدهد و تنها در مشكلات به سراغ او مىروند و به پندارشان از او استمداد مىجويند با هوا و هوسهاى سركش به خوبى سازگار است ، و ميدان را براى شهوات آنها مىگشايد .