« شديد القوى » كه مفهوم عام و گسترده اى دارد با « ذى قوة » كه « قوة » در آن به صورت مفرد و نكره ذكر شده تفاوت بسيار است .
3 - در آيات بعد آمده است كه پيامبر او را نزد « سدرة المنتهى » ( بر - فراز آسمانها ديد ) اگر منظور جبرئيل باشد او در سفر معراج از آغاز و از روى زمين با پيامبر همراه بود ، و تنها در اوج آسمان او را نديد ، مگر اينكه گفته شود در آغاز او را به صورت انسانى مشاهده كرد و در آسمان به صورت اصليش در حالى كه قرينه اى بر اين مطلب در آيات نيست .
4 - تعبير به « علمه » يا مانند آن در قرآن مجيد هيچگاه در مورد جبرئيل به كار نرفته ، و اين تعبير در مورد خداوند نسبت به پيامبر اسلام ص و پيامبران ديگر بسيار زياد است ، و به عبارت ديگر جبرئيل معلم پيامبر ص نبود بلكه واسطه وحى بود و معلمش تنها خدا است .
5 - درست است كه جبرئيل فرشته اى است و الا مقام ولى مسلما پيامبر اسلام ص مقام والاترى دارد ، چنان كه در داستان معراج نيز آمده است كه او در سير صعودى معراج در محضر پيامبر ص بود به نقطه اى رسيد و از حركت باز ماند ، و گفت : « اگر يك سر انگشت بالاتر روم پر و بالم مىسوزد » ! ولى پيامبر ص هم چنان به سير خود ادامه داد .
با اينحال مشاهده كردن جبرئيل در صورت اصليش متناسب آن چنان اهميتى كه در اين آيات به آن داده شده نيست و به تعبير ساده تر براى پيامبر ص زياد مهم نبود كه به چنين ديدارى نائل گردد ، با اينكه اين آيات اهميت فوق - العاده اى براى اين ديدار قائل شده است .
6 - جمله « * ( ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ) * » « قلب پيامبر ص آنچه را ديده خلاف نمىگويد » نيز دليل بر يك شهود باطنى است نه مشاهده حسى با چشم نسبت به جبرئيل .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 488
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨٨