به هيجان آمد ) و هم او بود كه به پيامبر نزديك شد تا آن حد كه فاصله چندانى ميان آنها نبود ، و تعبير به « قاب قوسين » كنايه از نهايت نزديكى است .
مرتبه دوم در جريان معراج پيامبر ص بود كه در آيات آينده از آن گفتگو شده است ، و به خواست خدا در باره آن سخن خواهيم گفت .
بعضى از مفسران كه اين نظر را برگزيدهاند تصريح كردهاند ديدار اول پيامبر ص با جبرئيل به صورت اصليش در كنار غار « حرا » در « جبل النور » واقع شده ( 1 ) .
ولى اين تفسير با تمام طرفدارانى كه دارد خالى از اشكالات مهمى نيست زيرا :
1 - در آيه « فَأَوْحى إِلى عَبْدِه ما أَوْحى » ( آنچه وحى كردنى بود بر - بنده اش وحى كرد ) مسلما مرجع ضميرها ( مخصوصا ضمير عبده ) خدا است ، در حالى كه اگر « شديد القوى » به معنى « جبرئيل » باشد تمام ضميرها به او باز مىگردد ، درست است كه مىتوان از قرائن خارج فهميد كه حساب اين آيه از بقيه جدا است ولى به هم خوردن يك نواختى آيات و مرجع ضميرها مسلما خلاف ظاهر است .
2 - « * ( شَدِيدُ الْقُوى ) * » به معنى كسى كه تمام قدرتهايش فوق العاده است تنها مناسب ذات پاك پروردگار است ، درست است كه در آيه 20 سوره « تكوير » از جبرئيل به عنوان « ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ » ياد شده ، ولى ميان
هامش
( 1 ) اين تفسير را كه منظور از « * ( شَدِيدُ الْقُوى ) * » جبرئيل امين است گروه كثيرى از جمله طبرسى در « مجمع البيان » بيضاوى در « انوار التنزيل » زمخشرى در « كشاف » و « قرطبى » در تفسيرش و « روح البيان » و فخر رازى در « تفسير كبير » و سيد قطب در « فى ظلال القرآن » و « مراغى » در تفسيرش برگزيدهاند تعبيرات علامه طباطبائى در « الميزان » نيز بيشتر به اين تفسير متمايل است .