شان نزول :
در روايتى آمده است قريش در « دار الندوة » ( 1 ) اجتماع كردند ، تا براى جلوگيرى از دعوت پيامبر اسلام ص كه خطر بزرگى براى منافع نامشروع آنها محسوب مىشد بينديشند .
يكى از مردان قبيله « بنى عبد الدار » گفت : ما بايد منتظر باشيم كه او بميرد ، زيرا به هر حال او شاعر است و به زودى از دنيا خواهد رفت ، همانگونه كه « زهير » و « نابغه » و « اعشى » ( سه نفر از شعراى جاهليت ) از دنيا رفتند ( و بساطشان برچيده شد و بساط محمد ص نيز با مرگش برچيده خواهد شد ) اين را گفتند و پراكنده شدند ، آيات فوق نازل گشت و به آنها پاسخ گفت ( 2 ) .
تفسير : اگر راست مىگويند كلامى مانند آن بياورند
در آيات گذشته ، قسمتهاى قابل توجهى از نعمتهاى بهشتى و پاداشهاى پرهيزگاران آمده بود ، و در آيات قبل از آن نيز ، بخشى از عذابهاى دردناك دوزخيان .
هامش
( 1 ) « دار الندوة » خانه « قصى بن كلاب » جد معروف عرب بود ، كه براى مشاوره در امور مهم در آن جمع مىشدند و به مشورت مىپرداختند ، اين خانه در كنار خانه خدا قرار داشت ، و در آن به سوى « كعبه » باز مىشد ، و مركزيت آن براى مجالس مشاوره از زمان خود قصى بن كلاب بود ( سيره ابن هشام جلد دوم صفحه 124 و جلد اول صفحه 132 ) .
( 2 ) تفسير مراغى جلد 27 صفحه 31 .