بخشيد ، و در كانون نعمتهايش ، يعنى بهشت ، جاى داد .
آنها هنگامى كه گذشته خود را به خاطر مىآورند ، و جزئيات آن را متذكر مىشوند ، و با وضعى كه در آن قرار دارند مقايسه مىكنند ، به ارزش نعمتهاى بزرگ الهى و مواهب او بيشتر پى مىبرند ، و طبعا براى آنها لذتبخشتر و دلچسبتر خواهد بود ، چرا كه در اين مقايسه ارزشها بهتر روشن مىشود .
بهشتيان در آخرين سخنى كه از آنها در اينجا نقل شده به اين واقعيت اعتراف مىكنند كه نيكوكار و رحيم بودن خدا را در آنجا از هر زمان بيشتر احساس مىكنند ، مىگويند : « ما از قبل خدا را مىخوانديم ، و او را به عنوان نيكوكار و رحيم مىستوديم » ( * ( إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوه إِنَّه هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ ) * ) .
ولى در اينجا به واقعيت و عمق اين صفات بيشتر پى مىبريم كه چگونه در مقابل اعمال ناچيز ما اينهمه نيكى كرده ، و در برابر آن همه لغزشها ما را مشمول رحمتش ساخته است .
آرى صحنه قيامت و نعمتهاى بهشت تجليگاه اسماء و صفات خدا است ، و مؤمنان با مشاهده اين صحنهها به حقيقت اين اسماء و صفات بيش از هر زمان آشنا مىشوند ، حتى دوزخ نيز بيانگر صفات او است و حكمت و عدل و قدرتش را نشان مىدهد .
در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد
1 - « يتساءلون » از ماده « سؤال » به معنى پرسش كردن از يكديگر است ، اشاره به اينكه هر كدام از بهشتيان از دوستان خود سؤال مىكنند ، و وضع گذشته آنها را جويا مىشوند ، چرا كه يادآورى اين مسائل ، و نجات از آن همه