طهور است آنها را پاكتر و خالصتر و هوشيارتر مىكند .
سپس به چهارمين نعمت كه نعمت وجود خدمتگزاران بهشتى است پرداخته مىگويد : « پيوسته گرداگرد آنها نوجوانانى براى خدمت آنان گردش مىكنند كه همچون مرواريدهاى در صدفند » ! ( * ( وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ ) * ) .
« مرواريد در درون صدف » به قدرى تازه و شفاف و زيبا است كه حد ندارد هر چند در بيرون صدف نيز قسمت زيادى از زيبايى خود را حفظ مىكند ولى گرد و غبار هوا و آلودگى دستها هر چه باشد از صفاى آن مىكاهد ، خدمتگزاران بهشتى آن قدر زيبا و سفيد چهره و باصفا هستند كه گويى مرواريدهايى در صدفند ! تعبير به « * ( يَطُوفُ عَلَيْهِمْ ) * » ( بر آنها طواف مىكنند ) اشاره به آمادگى دائمى آنها براى خدمت است .
گرچه در بهشت نيازى به خدمتكار نيست ، و هر چه بخواهند در اختيار آنها قرار مىگيرد ، ولى اين خود احترام و اكرام بيشترى براى بهشتيان است .
در حديثى آمده است كه از رسول اكرم ص سؤال كردند اگر خدمتگزار همچون مرواريد در صدف باشد ، مخدوم يعنى مؤمنان بهشتى چگونهاند فرمود :
و الذى نفسى بيده فضل المخدوم على الخادم كفضل القمر ليلة البدر على سائر الكواكب :
« برترى مخدوم بر خدمتگزار در آنجا همچون برترى ماه در شب چهارده بر ساير كواكب است » ( 1 ) .
تعبير به « لهم » نشان مىدهد كه هر يك از مؤمنان خدمتگزارانى مخصوص
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، « كشاف » ، « قرطبى » ، « روح البيان » و « ابو الفتوح رازى » .