داده مىشد براى مؤمنان اندك نخستين ، بسيار گران بود ، و روح پاك پيامبر ص را آزرده مىساخت .
آيات مورد بحث براى دلدارى پيامبر ص و مؤمنان مىگويد : تنها تو نيستى كه هدف اين تيرهاى زهرآگين تهمت قرار گرفته اى « اين گونه است كه هيچ پيامبرى قبل از اينها به سوى قومى فرستاده نشده مگر اينكه گفتند : او ساحر يا ديوانه است » ( * ( كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ) * ) ( 1 ) .
آنها را « ساحر » مىخواندند زيرا در برابر معجزات چشمگيرشان پاسخى منطقى نداشتند ، و « مجنون » خطاب مىكردند چرا كه همرنگ محيط نبودند و در برابر امتيازات مادى سر تسليم فرود نمىآوردند .
بنا بر اين نگران نباش و غم و اندوه به خود راه مده ، و بر استقامت و پايدارى و صبر و شكيبايى خود بيفزا كه اين گونه گفتهها و نسبتهاى بى اساس هميشه در برابر مردان حق بوده است .
سپس مىافزايد : « آيا اين اقوام كافر و معاند به يكديگر توصيه مىكردند » كه اين تهمت را به همه انبياء ببندند ؟ ( * ( أَ تَواصَوْا بِه ) * ) .
آن چنان هماهنگ و يك نواخت عمل مىكنند كه گويى همگى در ما وراء تاريخ مجلسى تشكيل داده ، و به مشاوره نشسته ، و به يكديگر توصيه نمودهاند كه انبياء را عموما متهم به سحر و جنون كنند ، تا از نفوذ اعتبار آنها در توده مردم كاسته شود .
و شايد هر كدام مىخواستند از دنيا بروند بيخ گوش فرزندان و دوستان خود اين سخن را مىگفتند و توصيه مىكردند .
هامش
( 1 ) « كذلك » خبر مبتداى محذوفى است و در تقدير « الامر كذلك » است .