ضمنا جمله « * ( لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) * » اشاره به اين است كه زوجيت و تعدد و دوگانگى در تمام اشياء جهان ، انسان را متذكر اين معنى مىكند كه خالق جهان ، واحد و يگانه است ، زيرا دوگانگى از ويژگيهاى مخلوقات است .
در حديثى از امام على بن موسى الرضا ع نيز به اين معنى اشاره شده ، آنجا كه مىفرمايد :
بمضادته بين الاشياء عرف ان لا ضد له ، بمقارنته بين الاشياء عرف ان لا قرين له ، ضاد النور بالظلمة ، و اليبس بالبلل ، و الخشن باللين ، و الصرد بالحرور ، مؤلفا بين متعادياتها ، مفرقا بين متدانياتها ، دالة بتغريقها على مفرقها ، و بتاليفها على مؤلفها ، و ذلك قوله « * ( وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) * » :
« اشياء جهان را متضاد آفريده ، تا روشن شود براى او ضدى نيست ، و آنها را با هم قرين ساخته ، تا معلوم شود قرينى براى او نيست ، نور را ضد ظلمت ، و خشكى را ضد ترى ، و خشونت را ضد نرمش ، و سرما را ضد گرما قرار داده ، در عين حال اشياء متضاد را جمع كرده و موجودات نزديك بهم را از هم جدا نموده تا اين جدايى دليل بر جدا كننده و آن پيوستگى دليل بر پيوند دهنده باشد ، و اين است معنى * ( وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) * » ( 1 ) .
در آيه بعد به عنوان يك نتيجه گيرى از بحثهاى توحيدى گذشته مىافزايد :
« بنا بر اين به سوى خدا بگريزيد كه من از سوى او براى شما بيم دهنده آشكارى هستم » ! ( * ( فَفِرُّوا إِلَى اللَّه إِنِّي لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * ) .
تعبير به « فرار » در اينجا تعبير جالب و لطيفى است ، معمولا « فرار » در جايى گفته مىشود كه انسان از يك سو با موجود يا حادثه وحشتناكى روبرو شده ، و از سوى ديگر پناهگاهى در نقطه اى سراغ دارد ، لذا با سرعت تمام از محل حادثه
هامش
( 1 ) « توحيد صدوق » مطابق « نقل نور الثقلين » جلد 5 صفحه 130 .