او و لشكرش را گرفتيم و در دريا پرتاب كرديم ، در حالى كه مرتكب اعمالى شده بود كه درخور سرزنش و ملامت بود « ( خَذْناه وَجُنُودَه فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌ ) ( 1 ) .
« يم » به طورى كه از متون لغت و كتب حديث استفاده مىشود به معنى « دريا » است ، و به رودخانههاى عظيم همانند نيل نيز اطلاق مىشود ( 2 ) .
تعبير « نبذناهم » ( آنها را افكنديم ) اشاره به اين است كه فرعون با تمام قدرت و لشكريانش آن چنان در برابر اراده خداوند ضعيف بودند كه همچون يك موجود بى مقدار آنها را در وسط درياى نيل افكند .
و تعبير « وَمُلِيمٌ » ( او شايسته سرزنش است ) اشاره به اين كه نه تنها مجازات الهى اين قوم را محو كرد ، بلكه تاريخى كه از آنها باقى مانده نام ننگين و اعمال شرمآور آنها را حفظ كرده ، و از ظلم و جنايت و كبر و غرور آنها پرده برداشته است به طورى كه همواره درخور سرزنش هستند .
سپس به سرنوشت اجمالى قوم ديگرى يعنى قوم « عاد » پرداخته ، چنين مىگويد :
« در سرگذشت قوم عاد نيز آيت و عبرتى است ، در آن هنگام كه باد و طوفانى نازا و بى باران بر آنها فرستاديم » ( * ( وَفِي عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ ) * ) .
هامش
( 1 ) « مليم » اسم فاعل از باب « افعال » از ماده « لوم » به معنى سرزنش است ، و در اين گونه موارد به معنى كسى است كه مرتكب كارى مىشود كه درخور ملامت است همانند « مغرب » به معنى كسى كه كارهاى عجيب و غريب انجام مىدهد .
( 2 ) توضيح بيشتر در اين زمينه در جلد ششم صفحه 327 ذيل آيه 136 اعراف آمده است .