( در كشور اردن ) در نزديكى بحر الميت واقع شده بود ، سرزمين آباد و پر درخت و گياهى بود ، اما بعد از نزول عذاب الهى بر اين قوم زشتكار و ننگين شهرهاى آنها در هم كوبيده و زير و رو شد ، چنان كه آنها را « مدائن مؤتفكات » مىگويند ( شهرهاى زير و رو شده ) .
بعضى معتقدند كه ويرانههاى اين شهرها در زير آب فرو رفته و مدعى هستند كه در گوشه اى از درياچه بحر الميت ستونها و آثار ديگرى كه دلالت بر خرابههاى اين شهر مىكند ديدهاند .
و اينكه در بعضى از تفاسير اسلامى مىبينيم كه منظور از جمله « * ( وَتَرَكْنا فِيها آيَةً ) * » همان آبهاى گنديده اى است كه جاى اين شهرها را فرا گرفته ممكن است اشاره به همين معنى باشد كه بعد از زلزلههاى شديد ، و شكافته شدن زمين راهى از بحر الميت به اين سرزمين بلاديده گشوده شد ، و همه اين شهرها به زير آب فرو رفت ! در حالى كه بعضى ديگر معتقدند شهرهاى لوط به زير آب فرو نرفته ، و هم اكنون در نزديكى بحر الميت منطقه اى است كه زير سنگهاى سياهى پوشيده شده كه احتمالا محل شهرهاى لوط است .
و نيز گفتهاند كه مركز ابراهيم در شهر « حبرون » در فاصله نه چندان دور از « سدوم » قرار داشت ، و موقعى كه بر اثر زلزله يا صاعقه شهرهاى آنها آتش گرفت ابراهيم در نزديكى حبرون ايستاده بود و دود شهر را كه متصاعد بود با چشم خود مىديد ( 1 ) .
از مجموع اين گفتار حدود تقريبى اين شهرها روشن مىشود هر چند جزئيات آن هنوز در پرده اى از ابهام باقى مانده .
هامش
( 1 ) اقتباس از كتاب « قاموس مقدس » « دائرة المعارف دهخدا » و « المنجد » بخش اعلام .