و نيز « خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته » ( * ( وَلَعَنَهُمْ ) * ) .
و بالآخره « جهنم را براى آنها از هم اكنون فراهم ساخته ، و چه بد سرانجامى است » ( * ( وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَساءَتْ مَصِيراً ) * ) ( 1 ) .
جالب توجه اين كه در صحنه « حديبيه » غالبا مردان مسلمان بودند ، و در نقطه مقابل نيز مردان منافق و مشرك ، ولى در آيات فوق قرآن زنان و مردان را در آن فوز عظيم ، و اين عذاب اليم ، مشترك شمرده ، اين بخاطر آن است كه مردان با ايمان كه در ميدان نبرد حاضر مىشوند بدون پشتيبانى زنان با ايمان ، و مردان منافق بدون همكارى زنان منافق ، به اهداف خود نائل نمىشوند .
اصولا اسلام دين مردان نيست كه شخصيت زنان را ناديده بگيرد ، و لذا در هر مورد كه عدم ذكر نام زنان مفهوم انحصارى به كلام مىدهد آنها را صريحا مطرح مىكند ، تا معلوم شود اسلام متعلق به همه انسانها است .
در آخرين آيه مورد بحث بار ديگر به عظمت قدرت خداوند اشاره كرده ، مىگويد : « جنود و لشكريان آسمان و زمين از آن خدا است و خداوند عزيز و حكيم است » * ( ( وَلِلَّه جُنُودُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَكانَ اللَّه عَزِيزاً حَكِيماً ) * ) .
اين سخن يك بار در ذيل مقامات و مواهب اهل ايمان آمد ، و يك بار هم در اينجا در ذيل مجازات منافقان و مشركان ، تا روشن شود خداوندى كه تمام جنود آسمان و زمين تحت فرمانش قرار دارند هم قدرت بر آن دارد هم توانايى بر اين ، هر گاه درياى رحمتش موج زند شايستگان را هر جا باشند شامل مىشود ، و هر گاه آتش قهر و غضبش زبانه كشد مجرمى را قدرت فرار از آن نيست .
قابل توجه اينكه به هنگام ذكر مؤمنان ، خداوند توصيف به « علم و حكمت » شده كه مناسب مقام رحمت است ، ولى در مورد منافق و مشركان توصيف به « قدرت
هامش
( 1 ) « مصير » به معنى حالات مختلفى است كه انسان به يكى بعد از ديگرى مىرسد .