ولى من نمىدانم شما را كجا ديدهام ؟ و به نظرم زياد آشنا نيستيد ، بنا بر اين مىتوان ظاهر آيه را حفظ كرد كه ابراهيم اين سخن را آشكارا گفته است ، هر چند احتمال اول نيز بعيد به نظر نمىرسد ، بخصوص اينكه پاسخى از ناحيه ميهمانان در معرفى خود در اينجا ديده نمىشود ، و اگر ابراهيم چنين سخنى را آشكارا گفته بود لا بد آنها پاسخى به آن مىدادند .
به هر حال ابراهيم ميهماننواز و پر سخاوت ، براى پذيرايى ميهمانان خود فورا دست به كار شد ، « پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله اى فربه و بريانى براى آنها آورد » ( * ( فَراغَ إِلى أَهْلِه فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ ) * ) .
« راغ » چنان كه راغب در مفردات مىگويد از « روغ » ( بر وزن شوق ) به معنى حركت كردن توأم با يك نقشه پنهانى است .
چرا ابراهيم چنين كرد ؟ براى اينكه ممكن بود اگر ميهمانان متوجه شوند مانع از چنين پذيرايى پر هزينه اى گردند .
اما چرا ابراهيم ميهمانهاى معدود كه به گفته بعضى سه نفر و حد اكثر دوازده نفر بودند ( 1 ) غذاى فراوان و مفصل تهيه كرد ، اين به خاطر آن است كه معمولا اشخاص سخاوتمند هر گاه ميهمانى براى آنها فرا رسد تنها به اندازه ميهمانان غذا تهيه نمىكنند ، بلكه غذايى فراهم مىسازند كه علاوه بر ميهمانان تمام كسانى كه براى آنان كار مىكنند در آن شريك و سهيم باشند ، و حتى همسايگان و نزديكان و اطرافيان ديگر را هم در نظر مىگيرند ، بنا بر اين هرگز چنين غذاى اضافى اسراف محسوب نمىشود ، و اين معنى امروز هم در ميان بسيارى از عشاير و آنها كه به شكل سنتى سابق زندگى مىكنند ديده مىشود .
هامش
( 1 ) اقتباس از « روح البيان » و « حاشيه تفسير صافى » ذيل آيات مورد بحث .