آنها ) آورد .
27 - و آن را نزديك آنها گذارد ( ولى با تعجب ديد دست به سوى غذا نمىبرند ) گفت ! آيا شما غذا نمىخوريد ؟
28 - و از اين كار احساس وحشت كرد ، گفتند : نترس ( ما رسولان پروردگار توايم ) و او را بشارت به تولد پسرى دانا و هوشيار دادند .
29 - در اين هنگام همسرش جلو آمد در حالى كه ( از خوشحالى و تعجب ) فرياد مىكشيد و به صورت خود زد و گفت ( آيا پسرى خواهم آورد در حالى كه ) پير زنى نازا هستم ؟ ! 30 - گفتند پروردگارت چنين گفته است ، و او حكيم و داناست .
تفسير : ميهمانان ابراهيم ( ع )
از اين آيات به بعد گوشه هايى از سرگذشت انبياء و اقوام پيشين براى تاكيد و تاييد مطالب گذشته مطرح مىشود ، و نخستين فراز آن سرگذشت فرشتگانى است كه براى عذاب قوم لوط در شكل آدميان بر ابراهيم ع ظاهر شدند ، و او را بشارت به تولد فرزندى دادند با اينكه ابراهيم به سن پيرى رسيده بود و همسرش نيز مسن و نازا بود .
از يك سو عطا كردن اين فرزند برومند در اين سن و سال به اين پدر و مادر پير و فرتوت تاكيدى است براى آنچه در باره مقدر بودن ساير روزىها كه در آيات گذشته آمد .
و از سوى ديگر دليلى است بر قدرت و توانايى حق ، و آيتى است از آيات خداشناسى كه در آيات گذشته از آن بحث شده است .
و از سوى سوم بشارتى است براى اقوام با ايمان كه مشمول حمايت حق هستند ، همان گونه كه آيات بعد كه سخن از عذاب هولناك قوم لوط مىگويد