هنگامى كه با « هارون الرشيد » به زيارت خانه خدا رفتم مشغول طواف بودم ناگهان ديدم كسى با صداى آهسته مرا صدا مىزند نگاه كردم ديدم همان مرد عرب است ، لاغر شده ، و رنگ صورتش زرد گشته است ( پيدا بود كه عشقى آتشين بر او چيره گشته و او را بيقرار ساخته است ) به من سلام كرد و خواهش نمود بار ديگر همان سوره « ذاريات » را براى او بخوانم ، وقتى به همان آيه رسيدم فريادى كشيد و گفت ما وعده خداوند خود را به خوبى يافتيم ، سپس افزود آيا بعد از اينهم آيه اى هست من آيه بعد را خواندم : * ( فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَالأَرْضِ إِنَّه لَحَقٌّ ) * بار ديگر صيحه زد و گفت : يا سبحان اللَّه من ذا الذى اغضب الجليل حتى حلف يصدقوه بقوله حتى ألجئوه الى اليمين ؟ ! : « براستى عجيب است ، چه كسى خداوند جليل را به خشم آورده كه اين چنين سوگند ياد مىكند آيا سخن او را باور نكردهاند كه ناچار از سوگند شده » ؟ ! اين جمله را سه بار تكرار كرد و بر زمين افتاد و مرغ روحش به آسمان پرواز كرد ( 1 ) .
2 - بهشت كجاست ؟
چنان كه در تفسير آيات گفتيم بعضى جمله « * ( وَما تُوعَدُونَ ) * » را به معنى بهشت تفسير كردهاند ، و گفتهاند از اين آيه استفاده مىشود كه بهشت در آسمانها است ، ولى اين سخن با آنچه در آيه 133 سوره آل عمران آمده است كه مىگويد « بهشت به وسعت آسمانها و زمين است » سازگار به نظر نمىرسد .
و چنان كه گفتيم اين تفسير براى جمله « ما توعدون » مسلم نيست ، بلكه ممكن است اشاره به وعده رزق يا عذابهاى آسمانى باشد .
و اگر در آيه 15 سوره نجم آمده است كه « جنة الماوى » در آسمان در
هامش
( 1 ) « تفسير كشاف » جلد 4 صفحه 400 .