كه در عالم رحم قرار مىگيرد با سرعت عجيبى رو به تكامل مىرود ، روز به روز شكل عوض مىكند ، و لحظه به لحظه دگرگون مىشود ، و آن نطفه ناچيز در مدت كوتاهى به انسان كاملى تبديل مىگردد .
يك سلول كه كوچكترين اجزاى بدن او است ساختمان تو بر تو و شگفت - آورى دارد كه به گفته دانشمندان معادل يك شهر صنعتى تشكيلات در آن است ! .
يكى از علماى زيستشناس مىگويد : « اين شهر عظيم با هزاران در و دروازه جالب ، و هزاران كارخانه و انبار و شبكه لوله كشى ، و مركز فرماندهى با تاسيسات فراوان ( آنها ) و ارتباطات زياد ، و كارهاى مختلف حياتى ، آن هم در محدوده كوچك يك سلول ، از پيچيده ترين و شگفتانگيزترين شهرها است كه اگر ما بخواهيم تاسيساتى بسازيم كه همان اعمال را انجام دهد - و هرگز قادر نيستيم - بايد دهها هزار هكتار زمين را زير تاسيسات و ساختمانهاى مختلف و ماشين آلات پيچيده ببريم تا براى انجام چنان برنامه اى آماده گردد ، ولى جالب اينكه دستگاه آفرينش همه اينها را در مساحتى معادل » پانزده ميليونيم ميليمتر « قرار داده » ! ( 1 ) .
دستگاه هايى كه در بدن انسان است مانند قلب و كليه و ريه و مخصوصا دهها هزار كيلومتر ! رگهاى درشت و باريك و حتى مويرگهايى كه با چشم ديده نمىشود ، و مسئول آبرسانى و تغذيه و تهويه « ده ميليون ميليارد » سلول تن انسان هستند ، و حواس مختلفى مانند بينايى و شنوايى و حواس ديگر هر كدام آيتى عظيم از آيات او است .
و از همه مهمتر معماى « حيات » كه اسرار آن هم چنان ناشناخته مانده ،
هامش
( 1 ) « سفرى به اعماق وجود انسان » ( بخش سلولها ) .