پيوسته ضد و نقيض مىگوئيد ، و همين تناقض گويى دليل بر بى پايه بودن سخنان شما است .
در مورد معاد ، گاه مىگوئيد : ما اصلا باور نمىكنيم كه استخوانهاى پوسيده زنده شوند .
و گاه مىگوئيد ما در اين باره شك و ترديد داريم .
و گاه مىافزائيد پدران و نياكان ما را بياوريد تا گواهى دهند بعد از مرگ قيامت و رستاخيزى در كار است تا قبول كنيم ! .
و در مورد پيامبر اسلام ص گاه مىگوئيد ديوانه است ، گاه شاعرش مىخوانيد ، گاه ساحرش مىناميد ، گاهى مىگوئيد معلم و استادى دارد كه اين سخنان را به او تعليم مىدهد .
همچنين در مورد قرآن گاه آن را « اساطير الاولين » ( افسانهها و خرافات پيشينيان ) مىناميد گاهى شعرش مىخوانيد ، و گاه سحر ، و گاه دروغ ! سوگند به چين و شكنهاى آسمانها كه سخنان شما پر از تناقض و پيچ و خم است ! و اگر پايه و مايه اى داشتيد لا اقل روى يك مطلب مىايستاديد و هر روز به سراغ مطلبى نمىرفتيد .
اين تعبير در حقيقت استدلالى است بر بطلان ادعاهاى مخالفان در مورد توحيد و معاد و پيامبر و قرآن ( هر چند تكيه اصلى اين آيات به قرينه آياتى كه بعدا مىآيد روى مساله معاد است ) .
و مىدانيم همواره براى كشف دروغ مدعيان كاذب چه در مسائل قضايى و چه در مسائل ديگر به سخنان ضد و نقيض آنها استناد مىشود ، قرآن نيز درست بر اين مطلب تكيه مىكند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١٤