و در آن خانههاى باشكوه و قصرها مىساختند ، ولى ظاهر اين است كه آيه مفهوم گسترده اى دارد و آنها و غير آنها را شامل مىشود .
جمله « * ( هَلْ مِنْ مَحِيصٍ ) * » آيا راه گريزى وجود دارد ؟ ممكن است از زبان اقوام پيشين باشد كه به هنگام گرفتارى در چنگال عذاب اين مطلب را از هم سؤال مىكردند ، و يا از سوى پروردگار نسبت به كفار لجوج معاصر پيامبر اسلام ص يعنى آيا اينها مىتوانند از سرنوشت دردناكى كه اقوام متمرد پيشين داشتند فرار كنند ؟ ! در آخرين آيه مورد بحث براى تاكيد بيشتر مىافزايد : « قطعا در سرگذشت پيشينيان تذكر و اندرزى است ، براى آن كس كه عقل دارد ، يا گوش فرا دهد ، و حاضر باشد » ! ( * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ ) * ) .
منظور از « قلب » در اينجا و در ديگر آيات قرآن كه بحث از درك مسائل مىكند همان « عقل » و شعور و ادراك است ، در كتب لغت نيز يكى از معانى « قلب » همان « عقل » گفته شده ، « راغب » در « مفردات » قلب را در آيه مورد بحث به علم و فهم تفسير كرده ، در لسان العرب نيز مىخوانيم كه گاهى « قلب » به معنى عقل به كار رود ( 1 ) .
در حديثى از امام موسى بن جعفر ع نيز در تفسير همين آيه آمده است كه « منظور از قلب عقل است » ( 2 ) .
ريشه اين لغت ( قلب ) در اصل به معنى تغيير و تحول و به اصطلاح قلب
هامش
( 1 ) « لسان العرب » ماده « قلب » .
( 2 ) « اصول كافى » جلد 1 « كتاب العقل و الجهل » حديث 11 .