تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

4 - مفهوم غيبت

« غيبت » چنان كه از اسمش پيدا است اين است كه در غياب كسى سخنى گويند ، منتهى سخنى كه عيبى از عيوب او را فاش سازد ، خواه اين عيب جسمانى باشد ، يا اخلاقى ، در اعمال او باشد يا در سخنش ، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند لباس ، خانه ، همسر و فرزندان و مانند اينها . بنا بر اين اگر كسى صفات ظاهر و آشكار ديگرى را بيان كند غيبت نخواهد بود . مگر اينكه قصد مذمت و عيبجويى داشته باشد كه در اين صورت حرام است ، مثل اينكه در مقام مذمت بگويد آن مرد نابينا ، يا كوتاه قد ، يا سياهرنگ يا كوسه ! به اين ترتيب ذكر عيوب پنهانى به هر قصد و نيتى كه باشد غيبت و حرام است ، و ذكر عيوب آشكار اگر به قصد مذمت باشد آن نيز حرام است ، خواه آن را در مفهوم غيبت وارد بدانيم يا نه . اينها همه در صورتى است كه اين صفات واقعا در طرف باشد ، اما اگر صفتى اصلا وجود نداشته باشد داخل در عنوان « تهمت » خواهد بود كه گناه آن به مراتب شديدتر و سنگينتر است . در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم : الغيبة ان تقول فى اخيك ما ستره اللَّه عليه ، و اما الامر الظاهر فيه ، مثل الحدة و العجلة ، فلا ، و البهتان ان تقول ما ليس فيه : « غيبت آن است كه در باره برادر مسلمانت چيزى را بگويى كه خداوند پنهان داشته ، و اما چيزى كه ظاهر است مانند تندخويى و عجله داخل در غيبت نيست ، اما بهتان اين است كه چيزى را بگويى كه در او وجود ندارد » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « اصول كافى » جلد 2 باب الغيبة و البهت حديث 7 .