محدود خود تحت فشار قرار دهند .
نه تنها در مورد رهبران الهى اين اصل ثابت است كه در مساله « مديريت » و « فرماندهى » همه جا اين امر بايد حكومت كند .
حاكميت اين اصل نه به معنى استبداد رهبران است ، نه ترك شورى ، چنان كه در بالا نيز اشاره شد .
3 - ايمان نوعى « عشق » است نه تنها « درك عقل »
اين آيات در ضمن اشاره اى است به اين حقيقت كه ايمان نوعى علاقه شديد الهى و معنوى است ، هر چند از استدلالات عقلى ريشه گيرد ، و لذا در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم كه از حضرتش سؤال كردند : آيا حب و بغض از ايمان است ؟ در جواب فرمود :
« و هل الايمان الا الحب و البغض ؟ ! ثم تلا هذه الاية : * ( حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمانَ وَزَيَّنَه فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّه إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ) * :
آيا ايمان جز حب و بغض چيز ديگرى است ؟ ! سپس امام ع به آيه ( مورد بحث ) استدلال فرمود كه مىگويد : خداوند ايمان را محبوب شما قرار داد ، و آن را در دلهايتان تزيين كرد ، و كفر و فسق و عصيان را منفور شما ساخت و كسانى كه چنين باشند هدايت يافتگانند » ( 1 ) .
در حديث ديگرى از امام باقر ع چنين آمده است :
و هل الدين الا الحب ؟ ! :
« آيا دين چيزى جز محبت است » ؟ ! سپس به چند آيه از قرآن مجيد از جمله آيه مورد بحث استدلال فرمود ، و در پايان اضافه
هامش
( 1 ) اصول كافى جلد 2 باب الحب فى اللَّه و البغض فى اللَّه حديث 5 .