محبوبيت ايمان و منفور بودن كفر و عصيان را به آنها مرحمت كند .
نكتهها :
« هدايت الهى » و « آزادى اراده »
آيات فوق ترسيم روشنى از ديدگاه اسلام در زمينه مساله « جبر و اختيار » و « هدايت و اضلال » است ، زيرا اين نكته را به خوبى آشكار مىكند كه كار خداوند فراهم آوردن زمينههاى رشد و هدايت است .
از يك سو « رسول اللَّه » ص را در ميان مردم قرار ميدهد ، و « قرآن » كه برنامه هدايت و نور است نازل مىكند ، و از سوى ديگر « عشق به ايمان » و « تنفر و بيزارى از كفر و عصيان » را به عنوان زمينه سازى در درون جانها قرار مىدهد ولى سرانجام تصميمگيرى را به خود آنها واگذار كرده ، و تكاليف را در اين زمينه تشريع مىكند .
طبق آيات فوق عشق به ايمان ، و تنفر از كفر ، در دل همه انسانها بدون استثنا وجود دارد ، و اگر كسانى اين زمينهها را ندارند از ناحيه تربيتهاى غلط و اعمال خودشان است ، خدا در دل هيچكس « حب عصيان » و « بغض ايمان » را نيافريده است .
2 - رهبرى و اطاعت
اين آيات بار ديگر تاكيد مىكند كه وجود « رهبر الهى » براى نمو و رشد يك جمعيت لازم است ، مشروط بر اينكه « مطاع » باشد نه « مطيع » پيروان خود ، فرمان او را بر ديده گذارند نه اينكه او را براى اجراى مقاصد و افكار