( * ( لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ) * ) ( 1 ) .
و در پايان آيه مىفرمايد : « خداوند كسانى از آنها را كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است » ( * ( وَعَدَ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً ) * ) .
بديهى است اوصافى كه در آغاز آيه گفته شد ايمان و عمل صالح در آن جمع بود ، بنا بر اين تكرار اين دو وصف اشاره به تداوم آن است ، يعنى خداوند اين وعده را تنها به آن گروه از ياران محمد ص داده كه در خط او باقى بمانند ، و ايمان و عمل صالح را تداوم بخشند ، و گرنه كسانى كه يك روز در زمره دوستان و ياران او بودند ، و روز ديگر از او جدا شدند و راهى بر خلاف آن را در پيش گرفتند ، هرگز مشمول چنين وعده اى نيستند .
تعبير به « منهم » ( با توجه به اين نكته كه اصل در كلمه « من » در اين گونه موارد اين است كه براى « تبعيض » باشد ، و ظاهر آيه نيز همين معنى را مىرساند دليل بر اين است كه ياران او به دو گروه تقسيم خواهند شد : گروهى به ايمان و عمل صالح ادامه مىدهند ، و مشمول رحمت واسعه حق و اجر عظيم مىشوند اما گروهى جدا شده و از اين فيض بزرگ محروم خواهند شد .
معلوم نيست چرا جمعى از مفسران اصرار دارند كه « من » در « منهم » در آيه فوق حتما « بيانيه » است ، در حالى كه به فرض كه مرتكب خلاف ظاهر شويم و « من » را براى « بيان » بگيريم قرائن عقلى را كه در اينجا وجود دارد چگونه مىتوان كنار گذاشت ، زيرا هيچكس مدعى نيست كه ياران پيامبر ص همه معصوم بودند ، و در اين صورت احتمال عدم تداوم در خط ايمان و عمل
هامش
( 1 ) لام در جمله « ليغيظ » را بسيارى از مفسران لام علت گرفتهاند ، بنا بر اين مفهوم جمله چنين است : « اين پيشرفت و قوت و قدرت را خدا نصيب ياران محمد ( ص ) كرد ، تا كافران به خشم آيند » .