« سيما » در اصل به معنى علامت و هيئت است ، خواه اين علامت در صورت باشد يا در جاى ديگر بدن ، هر چند در استعمالات روزمره فارسى به نشانههاى صورت و وضع ظاهرى چهره گفته مىشود .
به تعبيرى ديگرى « قيافه » آنها به خوبى نشان مىدهد كه آنها انسانهايى خاضع در برابر خداوند و حق و قانون و عدالتند ، نه تنها در صورت آنها كه در تمام وجود و زندگى آنان اين علامت منعكس است .
گرچه بعضى از مفسران آن را به اثر ظاهرى سجده در پيشانى ، و يا اثر خاك در محل سجده گاه تفسير كردهاند ، ولى ظاهرا آيه مفهوم گسترده ترى دارد كه چهره اين مردان الهى را به طور كامل ترسيم مىكند .
بعضى نيز گفتهاند : اين آيه اشاره به سجده گاه آنها در قيامت است كه همچون ماه به هنگام بدر مىدرخشد ! البته ممكن است پيشانى آنها در قيامت چنين باشد ولى آيه از وضع ظاهرى آنها در دنيا خبر مىدهد .
در حديثى از امام صادق ع نيز آمده است كه در تفسير اين جمله فرمود :
هو السهر فى الصلاة : « منظور بيدار ماندن در شب براى نماز خواندن است » ( كه آثارش در روز در چهره آنها نمايان است ( 1 ) .
البته جمع ميان اين معانى كاملا ممكن است .
به هر حال قرآن بعد از بيان همه اين اوصاف مىافزايد : « اين توصيف آنها ( ياران محمد ص ) در تورات است ( * ( ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ ) * ) اين حقيقتى است كه از پيش گفته شده و توصيفى است در يك كتاب بزرگ آسمانى كه از پيش از هزار سال قبل نازل شده است .
هامش
( 1 ) « من لا يحضره الفقيه » و « روضة الواعظين » ( مطابق نقل تفسير نور الثقلين جلد 5 صفحه 78 ) .