با تحقق عينى اين خواب داشت .
از اين گذشته در آيه 18 همين سوره كه سخن از « بيعت رضوان » مىگويد آمده است « فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً » و چنان كه گفتيم و اكثر مفسران عقيده دارند كه منظور « فتح خيبر » است ، قرائن موجود در آيه نيز حكايت از همين مىكند ، و با توجه به اينكه آيه مورد بحث هماهنگ با آن مىباشد به نظر مىرسد كه هر دو به يك معنى اشاره مىكند ( 1 ) .
در تفسير على بن ابراهيم نيز به همين معنى اشاره شده است ( 2 ) .
4 - جمله « * ( مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ ) * » ( در حالى كه سرها را تراشيدهايد و ناخنها را گرفتهايد ) اشاره به يكى از آداب مراسم عمره است كه « تقصير » نام دارد ، و به وسيله آن محرم از احرام خارج مىشود ، بعضى اين آيه را دليل بر « تخيير » در مساله تقصير و خروج از احرام دانستهاند ، كه محرم مىتواند سر را بتراشد و يا ناخن خود را بگيرد ، زيرا جمع ميان اين دو قطعا واجب نيست .
5 - جمله « * ( فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا ) * » : « خداوند مطالبى را مىدانست كه شما نمىدانستيد » اشاره به اسرار مهمى است كه در « صلح حديبيه » نهفته بود ، و با گذشت زمان آشكار شد ، پايههاى اسلام تقويت يافت ، و آوازه اسلام در همه جا پيچيد ، و تهمتهاى جنگ طلبى مسلمانان و مانند آن بر چيده شد ، و مسلمين
هامش
( 1 ) تعبير به « * ( مِنْ دُونِ ذلِكَ ) * » يا به معنى « قبل ذلك » است ، يعنى قبل از عمره سال بعد خداوند فتح قريبى نصيب مؤمنان مىكند ، و يا به معنى « غير ذلك » است يعنى غير از توفيق زيارت خانه خدا فتح قريبى نيز براى آنها قرار مىدهد .
( 2 ) « نور الثقلين » جلد 5 صفحه 76