كاملا تامين مىكند ، و ديگرى صلحى است كه از ناحيه مسلمانان ضعيف و سست در آستانه پيروزيها مطرح مىگردد .
و لذا به دنبال آيه سوره انفال مىگويد : وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّه : « اما اگر آنها بخواهند با مطرح كردن صلح تو را فريب دهند و نيرنگى در كار باشد هرگز تسليم مشو ، و نگرانى به خود راه مده ، چرا كه خداوند پشتيبان تو است .
امير مؤمنان على ع در فرمان مالك اشتر به هر دو قسم از صلح اشاره كرده ، مىفرمايد :
و لا تدفعن صلحا دعاك اليه عدوك و للَّه فيه رضا
: هر گاه دشمن تو را به صلحى دعوت كند كه رضاى خدا در آن بوده باشد پيشنهاد صلح را رد مكن ( 1 ) مطرح شدن صلح از ناحيه دشمن از يك سو و توام بودن با رضاى خدا از سوى ديگر ، تقسيم شدن صلح را به دو قسم كه در بالا گفتيم نشان مىدهد .
به هر حال امراى مسلمين بايد در تشخيص موارد صلح و جنگ كه از پيچيده - ترين و ظريفترين مسائل سرنوشتساز است فوق العاده دقيق و هوشيار باشند ، چرا كه كمترين اشتباه محاسبه در اين جهت عواقب مرگبارى را به دنبال دارد .
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » نامه 53 .