تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
دو شهر ( مكه و طائف ) مردى ثروتمند و سرشناس ! نازل نشده است « ؟ ! ( * ( وَقالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ) * ) . آنها از يك نظر حق داشتند سراغ چنين بهانه هايى بروند ، زيرا از ديدگاه آنها معيار ارزش انسانها مال و ثروت و مقام ظاهرى و شهرت آنان بود ، اين سبك مغزان تصور مىكردند ثروتمندان و شيوخ ظالم قبائل آنها مقربترين مردم در درگاه خدا هستند ، لذا تعجب مىكردند كه اين موهبت نبوت و رحمت بزرگ الهى ، چرا بر يكى از اين قماش افراد نازل نشده است ؟ و به عكس بر يتيم و فقير و تهيدستى به نام محمد ص نازل شده ، اين باور كردنى نيست ! آرى آن نظام ارزشى نادرست چنين استنباطى هم به دنبال داشت ، و بلاى بزرگ جوامع بشرى و عامل اصلى انحراف فكرى آنها همين نظامات ارزشى غلط است كه گاه حقايق را كاملا واژگون نشان مىدهد . حامل اين دعوت الهى بايد كسى باشد كه روح تقوى سراسر وجودش را پر كرده باشد ، انسانى آگاه ، با اراده ، مصمم ، شجاع ، عادل ، و آشنا به درد محرومان و مظلومان ، اين است ارزشهايى كه براى حمل اين رسالت آسمانى لازم است ، نه لباسهاى زيبا و قصرهايى گرانبها و مجلل و انواع زينتها و تجملات ، مخصوصا هيچيك از پيغمبران خدا داراى چنين شرائطى نبودند ، مبادا ارزشهاى اصيل با ارزشهاى دروغين اشتباه شود . در اينكه منظور بهانه جويان كدام شخص در مكه و طائف بود ؟ در ميان مفسران گفتگو است ، ولى غالبا « وليد بن مغيره » را از مكه « و عروة بن مسعود ثقفى » را از طائف شمرده‌اند ، هر چند بعضى نام « عتبة بن ربيعه » از مكه و « حبيب بن عمر ثقفى » از طائف را نيز به ميان آورده‌اند . ولى گفتار آنها ظاهرا روى شخص معينى دور نمىزد بلكه هدف آنها اشاره به يكى از افراد پرپول و سرشناس و قوم و قبيله دار بوده است .