در حقيقت جمله دوم علتى است براى جمله نخست يعنى هواپرستى قدرت ادراك حقائق و حس تشخيص را از آدمى مىگيرد ، و پرده بر قلب او مىافكند به طورى كه قلوب هواپرستان همانند ظرفى مىشود كه در آن را بسته و مهر و موم كردهاند ، نه چيزى وارد آن مىشود و نه چيزى از آن خارج مىگردد .
نقطه مقابل آنها مؤمنان راستين هستند كه آيه بعد در باره آنها مىگويد :
« كسانى كه هدايت يافتهاند خداوند بر هدايتشان مىافزايد ، و روح تقوا و پرهيزكارى به آنها مىبخشد » ( * ( وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَآتاهُمْ تَقْواهُمْ ) * ) .
آرى آنها نخستين گامهاى هدايت را شخصا برداشته ، و عقل و خرد و فطرت خويش را در اين راه به كار گرفتهاند ، سپس خداوند طبق وعده اى كه داده است مجاهدان راهش را هدايت و راهنمايى بيشتر مىكند ، نور ايمان به قلب آنها مىافكند ، و از شرح صدر و روشنبينى بهره مندشان مىسازد ، اين از نظر اعتقاد و ايمان و اما از نظر عمل روح تقوا را در آنها زنده مىكند ، آن چنان كه از گناه متنفر مىشوند و به طاعت و نيكى عشق مىورزند .
آنها در هر دو جنبه درست نقطه مقابل منافقانى هستند كه در آيه قبل به آنها اشاره شده ، از يك سو بر دلهاى آنها مهر است و چيزى نمىفهمند ، و از سوى ديگر در عمل همواره پيرو هواى نفسند ، اما مؤمنان روز به روز بر هدايتشان افزوده مىشود و در مقام عمل بر تقوايشان .
در آيه بعد به عنوان هشدارى به اين گروه بى ايمان استهزاء كننده ، مىفرمايد : « آيا آنها جز اين انتظارى دارند كه قيامت ناگهان برپا شود آن گاه ايمان بياورند ، در حالى كه هم اكنون نشانههاى آن آمده است ، اما هنگامى كه قيامت رسما برپا شود ديگر بيدارى و تذكر و ايمان آنها سودى نخواهد داشت » !
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 448
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤٨