ماده اول - بستن سرچشمههاى بردگى
بردگى در طول تاريخ اسباب فراوانى داشته ، نه تنها اسيران جنگى و بدهكارانى كه قدرت بر پرداخت بدهى خود نداشتند به صورت برده درمىآمدند كه زور و غلبه نيز مجوز برده گرفتن و برده دارى بود ، كشورهاى زورمند نفرات خود را با انواع سلاحها به ممالك عقب افتاده آفريقايى و مانند آن مىفرستادند ، و گروه ، گروه از آنها را گرفته و اسير كرده و با كشتيها به بازارهاى ممالك آسيا و اروپا مىبردند .
اسلام جلو تمام اين مسائل را گرفت ، تنها در يك مورد اجازه برده گيرى داد و آن در مورد اسيران جنگى بود ، و تازه آن نيز جنبه الزامى نداشت ، و به طورى كه در تفسير آيات فوق گفتيم اجازه مىداد طبق مصالح اسيران را بىقيد و شرط يا پس از پرداخت فديه آزاد كنند .
در آن روز زندانهايى نبود كه بتوان اسيران جنگى را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگهداشت ، و راهى جز تقسيم كردن آنها در ميان خانوادهها و نگهدارى به صورت برده نداشت .
بديهى است هنگامى كه چنين شرائطى تغيير يابد هيچ دليلى ندارد كه امام مسلمين حكم بردگى را در باره اسيران بپذيرد مىتواند آنها را از طريق « من » و « فداء » آزاد سازد ، زيرا اسلام پيشواى مسلمين را در اين امر مخير ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح اقدام كند ، و به اين ترتيب تقريبا سرچشمههاى بردگى جديد در اسلام بسته شده است .
ماده دوم - گشودن دريچه آزادى
اسلام برنامه وسيعى براى آزاد شدن بردگان تنظيم كرده است كه اگر مسلمانان آن را عمل مىكردند در مدتى نه چندان زياد همه بردگان تدريجا