و مردمى كه در اين كشورها زندگى مىكنند مانند بردگان كمترين اختيارى از خود ندارند ، و همه چيز آنها را گردانندگان حزب كمونيست تعيين مىكنند ، و اگر كسى اظهار نظر مخالفى كند يا به اردوگاههاى كار اجبارى فرستاده مىشود ، يا در سياه چال زندان مىافتد ، و يا اگر از دانشمندان باشد به عنوان « بيمار روانى » ! روانه تيمارستانها مىگردد .
خلاصه اينكه بردگى تابع اسم نيست ، آنچه زشت و ناپسند است مفهوم و محتواى بردگى است ، و مىدانيم اين مفهوم و محتوا در كشورهاى استعمار زده و در ممالك كمونيستى به بدترين اشكال پياده مىشود .
نتيجه اينكه الغاى بردگى در جهان امروز صورى بوده و در حقيقت تنها يك تغيير شكل است ! .
3 - سرنوشت دردناك بردگان در گذشته
- بردگان در طول تاريخ سرنوشت بسيار دردناكى داشتهاند ، به عنوان نمونه بردگان اسپارتها را كه به اصطلاح قومى متمدن بودند در نظر مىگيريم ، به قول نويسنده « روح القوانين » غلامان اسپارتى به قدرى بدبخت بودند كه تنها غلام يك نفر نبودند ، بلكه غلام تمام جامعه محسوب مىشدند ، و هر كس بدون ترس از قانون مىتوانست هر قدر بخواهد غلام خود يا ديگرى را آزار و شكنجه دهد ، و در حقيقت زندگانى آنها از حيوانات نيز بدتر بود .
از زمانى كه بردگان را از كشورهاى عقبافتاده صيد مىكردند تا هنگامى كه در بازارهاى فروش عرضه مىشد بسيارى از آنها مىمردند ، و باقيمانده وسيله اى بودند براى بهره گيرى برده فروشان طماع و اندك غذايى كه به آنها مىدادند براى زنده ماندن و كار كردن بود ، و به هنگام پيرى و بيماريهاى صعب آنها را به حال خود رها مىكردند تا به شكل دردناكى جان دهند ! لذا نام بردگى در طول تاريخ با انبوهى از جنايات هولناك همراه است .