فانك لا تدرى ما حكم الامام فيه :
« هنگامى كه اسيرى گرفتى و او را با خود مىآورى اگر از راه رفتن ناتوان شد و مركبى براى حمل او ندارى او را رها كن ، و به قتل مرسان ، چرا كه نمىدانى هنگامى كه او را نزد امام آوردى چه حكمى در باره او خواهد كرد » ( 1 ) .
حتى در حالات پيشوايان اسلام در تاريخ آمده است كه آنها از همان غذايى كه خودشان تناول مىكردند به اسيران مىدادند .
اما حكم اسير همانگونه كه در تفسير آيات گفتيم بعد از خاتمه جنگ يكى از سه چيز است : آزاد كردن بىقيد و شرط ، آزاد كردن مشروط به پرداخت فديه ( غرامت ) و برده ساختن او ، و البته انتخاب يكى از اين سه امر منوط به نظر امام و پيشواى مسلمين است . و او هم با در نظر گرفتن شرائط اسيران و مصالح اسلام و مسلمين از نظر داخل و خارج آنچه را شايسته تر باشد برمىگزيند و دستور اجرا مىدهد .
بنا بر اين نه غرامت گرفتن جنبه الزامى دارد نه برده گرفتن ، بلكه اينها تابع مصالحى است كه امام مسلمين پيش بينى مىكند ، هر گاه مصلحت نباشد از آن چشم مىپوشد و اسيران را بدون غرامت و بردگى آزاد مىكند .
در باره فلسفه گرفتن فداء در جلد 7 صفحه 250 به بعد مشروحا بحث كردهايم ( ذيل آيه 70 سوره انفال ) .
4 - بردگى در اسلام
گر چه در قرآن مجيد مساله « استرقاق » ( برده گيرى و برده دارى ) به عنوان يك دستور حتمى در مورد اسيران جنگى نيامده است ولى انكار نمىتوان كرد
هامش
( 1 ) همان مدرك .