به اين ترتيب بعد از غلبه بايد بجاى كشتن آنها را اسير كرد ، كارى كه گريزى از آن نيست ، چرا كه اگر دشمن رها شود باز ممكن است نيروى خود را تجديد سازمان دهد و حمله مجددى را آغاز نمايد .
اما بعد از اسارت صحنه دگرگون مىشود ، و اسير با تمام جناياتى كه مرتكب شده است به صورت يك امانت الهى در دست مسلمين درمىآيد كه بايد حقوق بسيارى را در باره او رعايت كرد .
قرآن مجيد از كسانى كه ايثار كردند و غذاى خود را به اسيرى دادند تجليل و احترام به عمل مىآورد ، و مىگويد : وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّه مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً : « ابرار و نيكان غذاى خود را با آنكه به آن علاقه و نياز دارند به فقير و يتيم و اسير مىدهند » ( اين آيه طبق روايت معروف در مورد حضرت على و فاطمه و حسن و حسين ع نازل شده كه روزه دار بودند و غذاى افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند ) .
حتى در مورد اسيرانى كه استثنائا به خاطر خطرناك بودنشان يا به علل ارتكاب جرائم خاصى اعدام مىشوند دستور داده شده قبل از اجراى حكم با آنها نيكى شود . چنان كه در حديثى از على ع مىخوانيم :
اطعام الاسير و الاحسان اليه حق واجب و ان قتلته من الغد :
« غذا دادن به اسير و نيكى نسبت به او حق واجبى است هر چند بنا باشد كه فردا او را اعدام كنى » ( 1 ) .
و احاديث در اين زمينه بسيار است ( 2 ) .
حتى در حديثى از امام « على بن الحسين » ع آمده است كه فرمود :
اذا اخذت اسيرا فعجز عن المشى و ليس معك محمل فارسله ، و لا تقتله ،
هامش
( 1 ) « وسائل الشيعه » جلد 11 صفحه 69 .
( 2 ) « فروع كافى » جلد 5 صفحه 35 باب الرفق بالاسير و اطعامه مراجعه شود .