پيرو حقند ، و به اين ترتيب جنگ ، جنگ حق و باطل است ، نه وسيله اى براى كشورگشايى و توسعه طلبى و غارت كردن سرمايههاى ديگران و زورگويى و قلدرى .
و نيز به همين دليل در روايتى كه در تفسير آيات آورديم خوانديم كه آتش جنگ در جامعه انسانى خاموش نمىشود مگر آن زمان كه دجالان درهم كوبيده شوند و محيط روى زمين از لوث وجود آنان پاك گردد .
اين نكته قابل توجه است كه در اسلام مساله همزيستى مسالمتآميز با پيروان اديان آسمانى ديگر مورد تاكيد قرار داده شده ، و در آيات و روايات و فقه اسلامى بحثهاى مشروحى در اين زمينه تحت عنوان « احكام اهل ذمه » آمده است .
اگر اسلام طرفدار تحميل عقيده ، و توسل به زور و شمشير براى پيشرفت اهدافش بود قانون اهل ذمه و همزيستى مسالمتآميز چه معنى داشت ؟
3 - احكام اسراى جنگى
گفتيم مسلمانان هيچگاه پيش از شكست كامل دشمن در ميدان نبرد نبايد به فكر گرفتن اسيران باشند كارى كه به هر حال خطرات سنگينى در بر دارد .
ولى لحن آيات مورد بحث گواهى مىدهد كه بعد از پيروزى بر دشمن بايد بجاى كشتن آنها اقدام به اسارت آنان كرد ، لذا مىگويد : « هنگامى كه با دشمن روبرو شديد ضربات سنگين خود را بر آنها وارد كنيد » .
سپس مىافزايد : هنگامى كه به قدر كافى نيروى آنها را درهم كوبيديد به گرفتن و بستن آنها به پردازيد « * ( فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ ) * » .