زيرا گم كردن كنايه از بىسرپرست ماندن چيزى است كه لازمه آن از بين رفتن است .
به هر حال بعضى از مفسران اين جمله را اشاره به كسانى مىدانند كه در روز جنگ بدر شترهايى را نحر كرده به مردم انفاق كردند ، ابو جهل ده شتر ، صفوان ده شتر ، و سهل بن عمرو ده شتر براى لشكر سر بريدند ( 1 ) .
اما چون اين اعمال در طريق شرك و برنامههاى شيطانى بود همگى حبط شد .
ولى ظاهر اين است كه محدود به اين معنى نيست ، بلكه تمام اعمالى را كه ظاهرا به عنوان كمك به مستمندان يا ميهماننوازى يا غير آنها انجام مىدادند به خاطر عدم ايمانشان همگى حبط مىشود .
از اين گذشته اعمالى را كه آنها براى محو اسلام و درهم شكستن مسلمين انجام مىدادند خداوند همه آنها را نيز گم و نابود كرد و از رسيدن به مقصد و هدف بازداشت .
آيه بعد توصيفى است از وضع مؤمنان كه در نقطه مقابل كفارى كه اوصافشان در آيه قبل آمده است قرار دارند مىفرمايد : « و كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، و به آنچه بر محمد ص نازل شده كه حق است و از سوى پروردگار است نيز ايمان آوردند خداوند گناهانشان را مىبخشد و كارشان را در دنيا و آخرت اصلاح مىكند » ( * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَآمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بالَهُمْ ) * ) ( 2 ) .
ذكر « ايمان به آنچه بر پيغمبر اسلام ص نازل شده » بعد از ذكر ايمان
هامش
( 1 ) « روح المعانى » جلد 26 صفحه 33 .
( 2 ) جمعى از مفسران جمله « * ( وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ) * » را جمله معترضه دانستهاند .