بدبختى خود مىپنداشتند .
سپس مىافزايد : « نه تنها به آنان كمكى نكردند ، بلكه از ميان آنها گم شدند » ( * ( بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ ) * ) .
موجوداتى اينچنين بىعرضه و بىارزش كه مبدأ هيچ اثر ، و مفيد هيچ فايده اى نيستند ، و به هنگام حادثه گم و گور مىشوند ، چگونه شايسته پرستش و عبوديتند ؟ ! و در پايان آيه مىگويد : « اين بود نتيجه دروغ آنها ، و آنچه را افترا مىبستند » ! ( * ( وَذلِكَ إِفْكُهُمْ وَما كانُوا يَفْتَرُونَ ) * ) .
اين هلاكت و بدبختى ، اين عذابهاى دردناك ، و اين گمشدن معبودان در زمان حادثه ، نتيجه دروغها و پندارها و افتراهاى آنها بود ( 1 ) .
هامش
( 1 ) بنا بر اين آيه محذوفى دارد ، و در تقدير چنين است : و ذلك نتيجة افكهم - اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه نيازى به محذوف نداشته باشد در اين صورت معنى چنين مىشود « اين بود دروغ آنها و افتراهايشان » ولى معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد .