جزيره ، و قوم « سبا » با آن سرنوشت دردناكشان در سرزمين « يمن » ، و قوم « شعيب » در سرزمين « مدين » در مسير شما به سوى شام ، و همچنين قوم « لوط » در همين منطقه زندگى داشتند و بر اثر كثرت گناه و عصيان و كفر به عذابهاى گوناگون گرفتار شدند .
هر يك از اينها آئينه عبرتى بودند ، و هر كدام شاهد و گواه گويايى ، چگونه با اينهمه وسائل بيدارى باز بيدار نمىشوند ؟
بعد اضافه مىكند : « ما آيات خود را به صورتهاى گوناگون براى آنها بيان كرديم ، شايد بازگردند » ( * ( وَصَرَّفْنَا الآياتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ) * ) .
گاه معجزات و خارق عادات را به آنها نشان داديم ، گاه از طريق نعمت ، و گاه بلاء و مصيبت ، گاه از طريق توصيف نيكان ، و گاه توصيف مجرمان ، و گاه از طريق عذاب استيصال ديگران پند و اندرزها به آنها داديم ، اما كبر و غرور و خودخواهى و لجاج مجال هدايت به آنها نداد ! در آخرين آيه مورد بحث آنها را مورد سرزنش قرار داده و با اين بيان شديدا محكوم مىكند : « پس چرا معبودانى را كه غير خدا برگزيدند به گمان اينكه آنها را به خدا نزديك مىكنند در آن لحظات سخت و حساس به يارى آنها نشتافتند » ؟ ! ( * ( فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه قُرْباناً ) * آلهة ) ( 1 ) .
راستى اگر اين معبودان بر حق بودند پس چرا پيروان خود را در آن مواقع حساس يارى نكردند ، و از چنگال عذابهاى هولناك نجاتشان ندادند ؟ ! اين خود دليلى محكم بر بطلان عقيده آنها است كه اين معبودان ساختگى را پناهگاه روز
هامش
( 1 ) مفعول اول « اتخذوا » محذوف است و « آلهة » مفعول دوم آن است و « قربانا » حال و در تقدير چنين است اتخذوهم آلهة من دون اللَّه حالكونهم متقربا بهم اين احتمال نيز وجود دارد كه « قربانا » مفعول لاجله باشد - در تركيب آيه احتمالات ديگرى نيز داده شده كه قابل ملاحظه نيست .