همان توهماتى بودند كه با اين آيه به آن پاسخ گفته شد .
و از اينجا روشن مىشود كه مفاد اين آيه با آيات ديگرى كه نشان مىدهد پيامبر ص از غيب آگاهى دارد ، مانند آنچه در سوره فتح در باره فتح مكه ، و ورود در مسجد الحرام آمده ( آيه 27 سوره فتح ) و يا آنچه در مورد مسيح ع آمده كه مىفرمود : أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ : « من شما را به آنچه مىخوريد و در خانهها ذخيره مىكنيد خبر مىدهم » ( آل عمران - 44 ) و امثال اينها منافات ندارد ، چرا كه آيه مورد بحث نفى « علم غيب مطلق » مىكند ، نه « مطلق علم غيب » ، به تعبير ديگر اين آيه نفى علم غيب استقلالى مىكند ، ولى آن آيات از علم غيب به بركت تعليم الهى سخن مىگويد .
شاهد اين گفتار آيه 26 و 27 سوره « جن » است : عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِه أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ : « خدا عالم الغيب است ، و هيچكس را بر مكنون علم خود آگاه نمىكند مگر رسولانى كه مورد رضايت اويند » .
بعضى از مفسران براى آيه مورد بحث شان نزولى آوردهاند و گفتهاند :
هنگامى كه فشار مشكلات بر ياران پيامبر ص در مكه زياد شد ، حضرت در خواب ديد كه به سرزمينى هجرت مىكند كه داراى نخلستان و درختان و آب فراوان است ، اين را براى ياران خود بازگو كرد ، آنها همه خوشحال شدند و فكر كردند ، به زودى گشايشى در برابر آزار مشركان پيدا خواهد شد مدتى صبر كردند ، اما اثرى از آن نديدند ، عرض كردند اى رسول خدا ! آنچه را فرمودى نديديم ، كى به آن سرزمينى كه در خواب ديدى مهاجرت خواهيم كرد ؟ پيامبر ص ساكت شد ، در اين هنگام آيه فوق نازل گرديد : * ( وَما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ ) * : « من نمىدانم خدا با من و شما چه خواهد كرد » ( 1 ) .
ولى اين شان نزول بعيد به نظر مىرسد زيرا مخاطب در اين آيات دشمنان
هامش
( 1 ) تفسير « فخر رازى » جلد 28 صفحه 8 .