كه شما در آن وارد مىشويد مىداند « و به موقع شما را سخت كيفر مىدهد ( * ( هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيه ) * ) ( 1 ) .
آرى او اين نسبتهاى ناروا را كه به من مىدهيد ، و در برابر فرستاده او قيام كردهايد ، و با سمپاشى مردم را از ايمان به حق بازمىداريد ، همه را مىداند .
و در جمله بعد به عنوان تاكيد بيشتر توأم با برخوردى مؤدبانه مىافزايد :
« همين بس كه خداوند ميان من و شما گواه باشد » ( * ( كَفى بِه شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ) * ) .
او صدق دعوت من ، و تلاش و كوششهايم را در ابلاغ رسالت مىداند ، و دروغ و افترا و كارشكنى شما را نيز مىبيند ، و همين براى من و شما كافى است .
و براى اينكه راه بازگشت را نيز به آنها نشان دهد در پايان آيه مىافزايد :
« او غفور و رحيم است » ( * ( وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ) * ) .
توبه كاران را مىبخشد ، و آنها را مشمول رحمت واسعه خود مىسازد .
در آيه بعد مىافزايد : « بگو من پيامبر نوظهورى نيستم كه با ساير پيامبران متفاوت باشم » ( * ( قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ ) * ) .
« و نمىدانم خداوند با من چه مىكند ، و با شما چه خواهد كرد » ؟ ! ( * ( وَما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ ) * ) .
« تنها از آنچه بر من وحى مىشود پيروى مىكنم » ( * ( إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ ) * ) .
هامش
( 1 ) « ما » در جمله « ما تفيضون فيه » ممكن است موصوله ، و به معنى نسبتهاى ناروايى باشد كه به پيامبر مىدادند ، بنا بر اين ضمير « فيه » به آن بازمىگردد ، و اگر مصدريه باشد ضمير « فيه » به « قرآن » يا « حق » برمىگردد ، و در اين صورت « تفيضون » به معنى ورود در كارى به قصد افساد است .