فِيه الْقُرْآنُ « ماه رمضان را روزه بداريد ، ماهى كه قرآن در آن نازل شده است » .
و از سوى سوم در سوره قدر مىخوانيم : إِنَّا أَنْزَلْناه فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ « ما آن را در شب قدر نازل كرديم » .
از مجموع اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه آن شب مباركى كه در آيه مورد بحث به آن اشاره شده شب قدر در ماه مبارك رمضان است .
از اين كه بگذريم از آيات متعددى استفاده مىشود كه پيامبر ص قبل از نزول تدريجى قرآن از آن آگاهى داشت ، مانند آيه 114 سوره طه و لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُه : « پيش از آنكه وحى در باره قرآن بر تو نازل شود نسبت به آن عجله مكن » .
و در آيه 16 سوره قيامة آمده است : لا تُحَرِّكْ بِه لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِه : « زبان خود را براى عجله به قرآن حركت مده » .
از مجموع اين آيات مىتوان نتيجه گرفت كه قرآن داراى دو نوع نزول بوده است : اول « نزول دفعى » و جمعى كه يك جا از سوى خداوند بر قلب پاك پيامبر ص در ماه رمضان و شب قدر نازل گرديده ، دوم « نزول تدريجى » كه بر حسب شرائط و حوادث و نيازها در طى 23 سال نازل شده است .
شاهد ديگر اين سخن اينكه در بعضى از آيات قرآن تعبير به « انزال » و در بعضى ديگر تعبير به « نزول » شده است ، از پاره اى از متون لغت استفاده مىشود كه « تنزيل » معمولا در مواردى گفته مىشود كه چيزى تدريجا نازل شود و به صورت پراكنده و تدريجى ، اما « انزال » مفهوم وسيعى دارد كه هم نزول تدريجى را شامل مىشود و هم نزول دفعى را ( 1 ) .
و جالب اينكه در تمام آيات فوق كه سخن از نزول قرآن در شب قدر و ماه مبارك رمضان است تعبير به « انزال » شده كه با « نزول دفعى » هماهنگ است ، در حالى
هامش
( 1 ) به مفردات راغب ماده « نزل » مراجعه شود .