آيه بعد از شكايت پيامبر در پيشگاه خدا از اين قوم لجوج و بىمنطق سخن گفته ، مىفرمايد : « آنها چگونه از شكايت پيامبر در پيشگاه خداوند كه مىگويد :
اى پروردگار من اينها گروهى هستند كه ايمان نمىآورند غافل مىشوند « ؟
( * ( وَقِيلِه يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ ) * ) .
او مىگويد : من شب و روز با آنها سخن گفتم ، از طريق بشارت و انذار وارد شدم ، سرگذشت دردناك اقوام پيشين را براى آنها برشمردم ، آنها را تهديد به عذاب تو كردم ، و تشويق به رحمتت در صورت بازگشت از اين راه انحرافى ، خلاصه آنچه در توان داشتم بيان كردم و آنچه گفتنى بود گفتم ، اما با اينهمه سخنان گرم من در قلب سرد آنها اثر نگذاشت و ايمان نياوردند ، تو مىدانى و آنها ( 1 ) .
و در آخرين آيه به او دستور مىدهد : اكنون كه چنين است از آنها روى برگردان ( * ( فَاصْفَحْ عَنْهُمْ ) * ) .
در عين حال اعراض تو به معنى قهر و جدايى توأم با خشونت و پرخاشگرى نباشد
هامش
( 1 ) در اينكه « قيله » عطف بر چيست ؟ گفتگوى بسيار در ميان مفسران است بعضى آن را معطوف بر الساعة در سه آيه قبل مىدانند ، بنا بر اين مفهوم جمله چنين مىشود : « خدا از قيامت آگاه است و از شكايت پيامبر نسبت به كفار » بعضى ديگر آن را معطوف بر « علم الساعة » دانستهاند ( با اين قيد كه علم قبل از « قيله » به عنوان مضاف محذوف در تقدير است ) كه تفاوت چندانى از نظر معنى با تفسير اول ندارد و جمعى و او را واو قسم دانستهاند و احتمالات ديگرى كه نقل همه آنها به طول مىانجامد ، در اينجا احتمال ديگرى است كه شايد از همه آنچه در اين زمينه گفته شده است بهتر باشد و آن اينكه معطوف بر محذوف جمله « انى يؤفكون » است ، و در تقدير چنين مىشود : انى يؤفكون عن عبادته و عن قيله يا رب ان هؤلاء قوم لا يؤمنون : « آنها چگونه از عبادت خداوند منحرف مىشوند و چگونه شكايت پيامبر را از اين قوم بىايمان ناديده مىگيرند » .