تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
آيا از قبيل ذكر خاص بعد از عام است ؟ از اين جهت كه « لذت نظر » اهميت فوق العاده اى دارد كه از لذات ديگر برتر و بالاتر است ، يا از اين نظر كه جمله « ما تشتهيه الانفس » لذات ذائقه و شامه و سامعه و لامسه را بيان مىكند ، ولى جمله تلذ الاعين بيانگر لذت چشم است ؟ . بعضى نيز عقيده دارند كه جمله « ما تشتهيه الانفس » اشاره به تمام لذات جسمانى است ، در حالى كه جمله « تلذ الاعين » بيانگر لذات روحانى است ، چه لذتى در بهشت بالاتر از اينكه انسان با چشم قلب به جمال بى مثال پروردگار نگاه كند كه يك لحظه آن از تمام نعمتهاى مادى بهشت برتر است . بديهى است هر قدر شوق يار بيشتر باشد لذت ديدار بيشتر است . سؤال : در اينجا سؤالى براى مفسران مطرح شده است ، و آن اينكه آيا عموميت و گسترش مفهوم اين آيه دليل بر اين است كه اگر مطالبى را كه در دنيا حرام است در آنجا تقاضا كنند خداوند به آنها مىدهد ؟ . پاسخ : طرح اين سؤال در حقيقت به خاطر عدم توجه به يك نكته است و آن اينكه محرمات و زشتيها در حقيقت همچون غذايى است نامناسب براى روح انسان ، و مسلما روح سالم اشتهاى چنين غذايى نمىكند ، و اين ارواح بيمار است كه گاه به سموم و غذاهاى نامناسب متمايل مىشود . بيمارانى را مىبينيم كه در هنگام مرض حتى تمايل به خوردن خاك و يا اشياء ديگرى از اين قبيل پيدا مىكنند ، اما به مجرد اينكه بيمارى بر طرف شود آن اشتهاى كاذب ساقط مىگردد ، آرى بهشتيان هرگز تمايل به چنان اعمالى پيدا نخواهند كرد ، چرا كه تمايل و كشش روح نسبت به آنها از ويژگيهاى ارواح بيمار دوزخى است . اين سؤال شبيه چيزى است كه در حديث وارد شده است كه يك اعرابى نزد