اين است راه مستقيم » .
اما عجب اينكه با اينهمه تاكيدات باز هم « در ميان گروههاى زيادى كه بعد از عيسى ع پيدا شدند احزابى ظهور كردند كه در باره عيسى اختلاف داشتند » ( * ( فَاخْتَلَفَ الأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ ) * ) ( 1 ) .
بعضى او را خدا مىپنداشتند كه به زمين نازل شده ! بعضى ديگر فرزند خدايش مىخواندند .
بعضى او را يكى از اقنومهاى سه گانه ( سه ذات مقدس اب و ابن و روح القدس ) مىدانستند .
تنها گروهى كه در اقليت بودند او را بنده خدا و فرستاده او مىشمردند ، ولى سرانجام عقيده اكثريت غالب شد و مساله تثليث و خدايان سه گانه جهان مسيحيت را فرا گرفت .
در اين زمينه حديث تاريخى جالبى نقل كرده كه در جلد سيزدهم صفحه 70 ذيل آيه 36 سوره مريم آوردهايم .
اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه اختلاف تنها در ميان مسيحيان نبود ، بلكه در ميان يهود و پيروان مسيح در مورد او اختلاف درگرفت ، پيروانش در باره او غلو كردند و او را به مقام الوهيت رساندند ، در حالى كه دشمنانش او و مادرش مريم پاكدامن را به بدترين اتهامات متهم ساختند ، و اين گونه است راه و رسم جاهلان ، گروهى در افراطند ، و گروهى در تفريط ، و يا به گفته امير مؤمنان على ع بعضى « محب غال » هستند و بعضى « مبغض قال » آنجا كه فرمود :
هلك فى رجلان محب غال و مبغض قال : « دو گروه در باره من هلاك شدند
هامش
( 1 ) ضمير در « بينهم » به كسانى بازمىگردد كه مسيح ( ع ) آنها را در آيه قبل مخاطب ساخته و به عبوديت خداوند دعوت كرده است .