و در پايان آيه مىافزايد : « اكنون كه چنين است و محتواى دعوت من اين است تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد » ( * ( فَاتَّقُوا اللَّه وَأَطِيعُونِ ) * ) .
سپس براى اينكه هر گونه ابهامى را در زمينه عبوديت خود بر طرف سازد مىگويد : « به طور قطع خداوند پروردگار من و پروردگار شما است » ( * ( إِنَّ اللَّه هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ ) * ) .
قابل توجه اينكه كلمه « رب » را دو بار در اين آيه تكرار مىكند ، يك بار در مورد خود ، و يك بار در مورد مردم ، تا روشن سازد من و شما يكسانيم ، و پروردگار شما و من يكى است .
من نيز در تمام وجود و هستيم همانند شما نيازمند به خالق و مدبرى هستم ، او مالك من و راهنماى من است .
و براى تاكيد بيشتر اضافه مىكند : « اكنون كه چنين است او را پرستش كنيد » ( * ( فَاعْبُدُوه ) * ) .
چرا كه غير او لايق پرستش نيست ، همه مربوبند و او رب است ، و همه مملوكند و او مالك .
باز هم سخن خود را با جمله ديگرى تاكيد مىكند تا جاى هيچ بهانه اى باقى نماند مىگويد « اين است صراط مستقيم » ( * ( هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ) * ) ( 1 ) .
آرى راه راست همان راه عبوديت و بندگى پروردگار است ، راهى است كه انحراف و اعوجاج در آن نيست ، همانگونه كه در آيه 61 سوره يس آمده است :
وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ : « آيا با شما عهد نكردم كه مرا پرستش كنيد
هامش
( 1 ) نظير همين آيه با مختصر تفاوتى در سوره مريم آيه 36 ، و سوره انعام آيه 51 ، آمده است ، و تكرار اين معنى تاكيدى است بر اين حقيقت كه عيسى در مورد عبوديت خود به همه آنها اتمام حجت كرد .