و آن اينكه چرا مىگويد : آمدهام كه بعضى از امورى را كه در آن اختلاف داريد تبيين كنم ، چرا همه آن را تبيين نمىكند ؟ ! .
از اين سؤال جوابهاى متعددى داده شده كه از همه مناسبتر اين است :
اختلافاتى كه مردم دارند دو گونه است : بخشهايى است كه در سرنوشت آنها از نظر اعتقاد و عمل ، و از نظر فرد و جامعه مؤثر است ، در حالى كه بخش ديگر اختلافاتى است در امورى كه هرگز سرنوشتساز نيست ، مانند نظرات مختلفى كه در باره پيدايش منظومه شمسى و آسمانها ، و چگونگى افلاك و ستارگان ، و ماهيت روح آدمى ، و حقيقت حيات و مانند اينها .
روشن است انبياء ماموريت دارند كه به اختلافات در بخش اول از طريق تبيين واقعيتها پايان دهند ، ولى هرگز مامور نيستند كه هر گونه اختلافى را هر چند تاثيرى در سرنوشت آدمى نداشته باشد پايان دهند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه تبيين پاره اى از اختلافات نتيجه و غايت دعوت انبياء است يعنى آنها سرانجام موفق مىشوند پاره اى از اختلافات را حل كنند ، ولى حل همه اختلافات در دنيا امكانپذير نيست ، و به همين دليل در آيات متعددى از قرآن مجيد يكى از ويژگيهاى قيامت را پايان گرفتن تمام اختلافات بيان مىكند ، در آيه 92 - نحل مىخوانيم : وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما كُنْتُمْ فِيه تَخْتَلِفُونَ : « به طور مسلم در روز قيامت آنچه را در آن اختلاف داشتيد براى شما تبيين مىكند » ( همين معنى در آيات 55 آل عمران - 48 مائده - 164 انعام - 69 حج ، و غير آن آمده است ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) بعضى ديگر از مفسران گفتهاند كه « بعض » در اينجا به معنى « كل » است ! و يا تعبير به * ( بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيه ) * اضافه موصوف به صفت است ، و يا اينكه اين تعبير اشاره به آن است كه من تنها امور دين را براى شما تبيين مىكنم ، نه اختلافهايتان را در امر دنيا ، ولى هيچيك از اين تفسيرها قابل توجه نيست .